اسلایدر

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 | 7:44 | نویسنده : کاظمی

(آيه 101)- گوشه‏اى از مجازات بد كاران: در آيات گذشته چنانكه ديديم سخن از جهان برزخ در ميان بود، و در اينجا سخن از قيامت و قسمتى از حالات مجرمان در آن جهان است.

نخست چنين مى‏گويد: «پس هنگامى كه در صور [شيپور] دميده شود هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود و از يكديگر تقاضاى كمك نمى‏كنند» چون كارى از كسى ساخته نيست (فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ).

طبق آيات قرآن دو بار «نفخ صور» مى‏شود: يك بار به هنگام پايان گرفتن اين جهان، و پس از آن تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند مى‏ميرند و مرگ سراسر عالم را فرا خواهد گرفت و پس از نفخ دوم، رستاخيز مردگان آغاز مى‏گردد و انسانها به حيات نوين باز مى‏گردند، و آماده حساب و جزا مى‏شوند.

به هر حال در آيه فوق به دو قسمت از پديده‏هاى قيامت اشاره شده: يكى از كار افتادن نسبهاست، زيرا رابطه خويشاوندى و قبيله‏اى كه حاكم بر نظام زندگى مردم اين جهان است سبب مى‏شود كه افراد مجرم از بسيارى از مجازاتها فرار كنند، و يا در حل مشكلاتشان از خويشاوندان كمك گيرند، اما در قيامت انسان است و اعمالش، و هيچ كس نمى‏تواند حتى از برادر و فرزند و پدرش دفاع كند و يا مجازات او را به جان بخرد.

ديگر اين كه: آنها چنان در وحشت فرو مى‏روند كه از شدت ترس حساب و كيفر الهى از حال يكديگر به هيچ وجه سؤال نمى‏كنند، آن روز روزى است كه مادر از كودك شير خوارش غافل مى‏شود، و برادر، برادر خود را فراموش مى‏كند مردم همچون مستان بنظر مى‏رسند ولى مست نيستند، عذاب خدا شديد است!

__________________________________________________

 (1) واژه «برزخ» در اصل به معنى چيزى است كه در ميان دو شى‏ء حائل مى‏شود و روى همين جهت به عالمى كه ميان دنيا و عالم آخرت قرار گرفته برزخ گفته مى‏شود.

                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 269

 (آيه 102)- بعد از قيام قيامت، نخستين مسأله، مسأله سنجش اعمال است با ميزان مخصوصى كه در آن روز براى اين كار تعيين شده، گروهى اعمال پر وزنى دارند كه ترازوى اعمال را سنگين مى‏كند، در باره اين گروه مى‏فرمايد: «كسانى كه وزنه اعمالشان سنگين است همان رستگارانند» (فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ).

بطورى كه از روايات مختلف بر مى‏آيد ميزان سنجش اعمال انسانها و حتى خود انسانها در آن روز پيشوايان بزرگ و انسانهاى نمونه‏اند.

بنا بر اين انسانها و اعمالشان را با پيامبران بزرگ و اوصياى آنها مقايسه مى‏كنند، و در اين مقايسه روشن مى‏شود كه تا چه اندازه به آنها شباهت دارند.

 (آيه 103)- «و اما آنها كه (بر اثر نداشتن ايمان و عمل صالح) وزنه اعمالشان سبك (يا بى‏وزن) باشد كسانى هستند كه سرمايه وجود خود را از دست داده (و زياد كردند) در جهنم جاودانه خواهند ماند» (وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ).

آنها بزرگترين سرمايه يعنى هستى خويش را در اين بازار تجارت دنيا از دست دادند بى‏آنكه در برابر آن چيز ارزشمندى به دست آورند.

 (آيه 104)- اين آيه بخشى از عذابهاى دردناك آنها را چنين شرح مى‏دهد:

 «شعله‏هاى گرم و سوزان آتش، همچون شمشير به صورتهاى آنها نواخته مى‏شود» (تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ).

 «و آنها (از شدت ناراحتى و عذاب) در دوزخ چهره‏اى عبوس (و در هم كشيده) دارند» (وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ). بطورى كه لبهايشان از هم باز مى‏ماند.

 (آيه 105)- در آيات گذشته سخن از مجازات دردناك دوزخيان بود، و در تعقيب آن گوشه‏اى از گفتگوى پروردگار را با آنها باز گو مى‏كند نخست خداوند آنها را با اين سخن عتاب‏آميز مخاطب ساخته، مى‏فرمايد: «آيا آيات من بر شما خوانده نمى‏شد پس آن را تكذيب مى‏كرديد»؟ (أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ).

                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 270

 (آيه 106)- آنها در پاسخ اين سؤال اعتراف مى‏كنند و «مى‏گويند: (آرى چنين است) پروردگارا! بدبختى ما، بر ما چيره شد، و ما قوم گمراهى بوديم» (قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ).

 (آيه 107)- شايد با اين اعترافات مى‏خواهند جلب رحمت پروردگار كنند لذا بلافاصله اضافه مى‏كنند: «پروردگارا! ما را از اين آتش بيرون ببر» و به دنيا باز گردان تا عمل صالح انجام دهيم (رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها).

 «هر گاه بار ديگر برنامه‏هاى سابق را تكرار كرديم ما قطعا ستمگريم» و شايسته عفو تو نخواهيم بود (فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ).

آنها اين سخن را در حالى مى‏گويند كه گويى از اين واقعيت بى‏خبرند كه سراى آخرت دار جزاست نه عمل، و باز گشت به دنيا ديگر امكان‏پذير نيست.

 (آيه 108)- به همين دليل با قاطعيت تمام به آنها پاسخ داده مى‏شود خداوند «مى‏گويد: دور شويد (و همچنان در دوزخ بمانيد، خاموش شويد) و با من سخن مگوئيد»! (قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ).

 (آيه 109)- سپس دليل اين سخن را چنين بيان مى‏كند: آيا فراموش كرده‏ايد «كه گروهى از بندگانم مى‏گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم، ما را ببخش و بر ما رحم كن، و تو بهترين رحم كنندگانى»؟! (إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ).

 (آيه 110)- «اما شما آنها را به باد مسخره گرفتيد (و آنقدر در اين كار اصرار كرديد) تا شما را از ياد من غافل كردند و شما به آنان مى‏خنديديد» (فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ).

 (آيه 111)- «ولى من امروز به خاطر آن صبر و استقامت و پايمردى (در مقابل آن همه استهزا و عدم تزلزل در برنامه‏هاى الهيشان) آنها را پاداش دادم، آنها پيروز و رستگارند» (إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ).

و اما شما ... شما امروز در بدترين حالات و دردناكترين عذاب گرفتاريد و كسى به فريادتان نمى‏رسد و بايد هم چنين باشيد كه مستحق اين كيفريد.

                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 271

 (آيه 112)- كوتاهى عمر اين جهان: در تعقيب آيات گذشته در اينجا نوعى ديگر از مجازاتهاى روانى دوزخيان كه به صورت سرزنشهاى الهى است مطرح شده نخست مى‏گويد: در آن روز خداوند آنها را مخاطب قرار داده «مى‏گويد: چند سال در روى زمين توقف (و زندگى) كرديد»؟ (قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ).

 (آيه 113)- اما آنها در اين مقايسه زندگى دنيا را به قدرى كوتاه مى‏بينند كه «در پاسخ مى‏گويند: ما تنها به اندازه يك روز، يا (حتى كمتر از آن) به اندازه بعضى از يك روز، در دنيا توقف داشتيم» (قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ).

در حقيقت عمرهاى طولانى در دنيا گويى لحظه‏هاى زود گذرى هستند در برابر زندگى آخرت، كه هم نعمتهايش جاويدان است و هم مجازاتهايش نامحدود.

سپس براى تأكيد سخن خود، يا براى اين كه پاسخ دقيقترى گفته باشند، عرض مى‏كنند: خداوندا! «از آنها كه مى‏توانند بشمارند بپرس»! (فَسْئَلِ الْعادِّينَ).

 (آيه 114)- اينجاست كه خداوند به عنوان سر زنش و توبيخ به آنها «مى‏گويد:

 (آرى) شما مقدار كمى (در دنيا) توقف كرديد اگر مى‏دانستيد» (قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).

 (آيه 115)- در اين آيه از راهى ديگر، راهى بسيار مؤثر و آموزنده براى بيدار ساختن اين گروه وارد بحث مى‏شود و مى‏گويد: «آيا گمان كرديد كه ما شما را بيهوده آفريده‏ايم، و به سوى ما بازگشت نخواهيد كرد»؟! (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ).

اين جمله كوتاه و پر معنى يكى از زنده‏ترين دلائل رستاخيز و حساب و جزاى اعمال را بيان مى‏كند، و آن اين كه اگر راستى قيامت و معادى در كار نباشد زندگى دنيا عبث و بيهوده خواهد بود، زيرا زندگى اين جهان با تمام مشكلاتى كه دارد و با اين همه تشكيلات و مقدمات و برنامه‏هايى كه خدا براى آن چيده است اگر صرفا براى همين چند روز باشد بسيار پوچ و بى‏معنى مى‏باشد.

 (آيه 116)- و از آنجا كه اين گفتار يعنى عبث نبودن خلقت، سخن مهمى                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 272

 است كه نياز به دليل محكم دارد در اين آيه اضافه مى‏كند: «پس برتر است خداوندى كه فرمانرواى حق است (از اين كه شما را بى‏هدف آفريده باشد) معبودى جز او نيست و او پروردگار عرش كريم است» (فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ).

 (آيه 117)- رستگاران و نارستگاران: از آنجا كه در آيات گذشته سخن از مسأله «معاد» بود در اين آيه اشاره به توحيد و نفى هر گونه شرك كرده و بحث «مبدء و معاد» را به اين وسيله تكميل كرده، مى‏فرمايد: «و هر كس با خدا معبود ديگرى را بخواند- و مسلما هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود» (وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ).

آرى! مشركان معاد را با آن دلائل روشن انكار مى‏كنند اما شرك را با نداشتن هيچ گونه دليل پذيرا مى‏شوند.

و در پايان آيه مى‏فرمايد: «يقينا كافران رستگار نخواهند شد» (إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ).

چه جالب است كه اين سوره با «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» آغاز شد و با «لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ» بحثهايش به پايان مى‏رسد، و اين است دور نماى زندگى مؤمنان و كافران از آغاز تا انجام.

 (آيه 118)- در آخرين آيه اين سوره شريفه به عنوان يك نتيجه گيرى كلى روى سخن را به پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله كرده، مى‏گويد: «بگو: پروردگارا! مرا ببخش، و مشمول رحمت خود قرار ده و تو بهترين رحم كنندگانى» (وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ).

اكنون كه گروهى در بيراهه شرك سرگردانند و جمعى گرفتار ظلم و ستم، تو خود را به خدا بسپار و در پناه لطف و رحمت او قرار ده و از او آمرزش و غفران بطلب.



  • پرشین ووی
  • ایران ماهی